|
اینها تراوشات ذهن یک بهروش است
|
به تنوع نگاه ها نسبت به اتفاقات بازي ديروز احترام مي ذارم و معتقدم همين تكثر ديدگاه ها و تضارب آراست كه باعث رشد و بالندگي جامعه مي شه. با اين حال شخصا با تمام وجود از حركت دقايق آخر پرسپوليسي ها منزجر شدم و معتقدم تاييد اين اتفاق، رواج فرهنگ خشونت محور «زشتي در برابر زشتي» به حساب مياد كه در نهايت تمام جامعه رو مملو از سياهي و ناراستي مي كنه.
1- «جوانمردانه بود، یا نبود؟» تلاش در راه یافتن بهترین پاسخ برای این سوال در حالی به بحث روز فوتبال ایران تبدیل شده است که حالا غروب جمعه ای که گذشت، بخشی مهم از کارنامه ورزشی و حتی شخصی علی دایی را تشکیل می دهد؛ بخشی که هرگز نمی توان نادیده اش گرفت. این یکی دیگر نه ماجرای قرارداد با فدراسیون فوتبال است که تفسیر تخصصی حقوقی داشته باشد و نه به روابط دایی با بازیکنانش مربوط می شود که درک معنای حقیقی آن، بیرون از چارچوب رختکن پرسپولیس امکانپذیر نباشد. اتفاقات دقایق واپسین داربی پرسپولیس و استیل آذین، زبانی کاملا «فوتبالی» داشت که همه ایرانیان دنیا آن را دیدند و پیامش را شنیدند. دروازه بان جوان استیل آذین –احتمالا به منظور اتلاف وقت و نفس گرفتن تیم ده نفره اش- توپ را به اوت زد و روی زمین افتاد، اما وقتی برخاست، ناباورانه علی دایی را دید که به بازیکنانش فرمان ریختن همان توپ روی دروازه حریف را می دهد و شگفتا که بعد از سال ها پرتاب اوت های بی حاصل توسط سپهر حیدری، دقیقا پرتاب همین توپ توسط او، منجر به بحث برانگیزترین گل سال می شود؛ گلی که آن همه کتک کاری، شکسته شدن حرمت ها و در نهایت انحلال باشگاه استیل آذین را درپی آورد.
2- سرمربی پرسپولیس معتقد است در ایران تعریف مناسبی از «بازی جوانمردانه» وجود ندارد و کاری که شاگردانش به دستور مستقیم او انجام داده اند، نقض فیرپلی محسوب نمی شود. چیز عجیبی نیست؛ اصولا علی دایی از هر پدیده ای تعریف خاص و منحصر به فرد خودش را دارد. او پیش تر مفاهیمی مثل بازی زیبا، رفتار حرفه ای، تیم بستن و نتایج خوب را هم طوری برای مان تعریف کرده بود که با آموخته ها و باورهای قبلی مان کاملا مغایرت داشت. با این حال بدبختی بزرگ این است که تفسیر اخیر او از بازی جوانمردانه، تقریبا در هیچ کجای جهان به رسمیت شناخته نمی شود و بیش از حد در انحصار شخص آقای دایی است! ما که اروپا رفته نیستیم، اما کاش سرمربی محترم پرسپولیس با آن همه سابقه لژیونر بودنش، دست کم چند نمونه از رفتار مشابه بازیکنانش برابر استیل آذین را در سایر کشورهای جهان به ما نشان بدهد تا خیال مان راحت شود که شهریار «همیشه بی تقصیر» ما، اینجا را هم اشتباه نکرده است! مگر در بقیه مسابقات فوتبال در سراسر جهان، همه توپ ها به خاطر آسیب دیدگی واقعی بازیکنان به بیرون زده می شود؟ خیلی از این موارد، محصول اراده یک تیم برای اتلاف وقت یا ایجاد اخلال در روند حملات تیم مقابل است، اما تقریبا همه رقبا با علم به این موضوع، دوباره توپ را در اختیار تیم حریف قرار می دهند. چرا؟ دقیقا به این دلیل که دوست ندارند رفتار غیرمنصفانه رقیب را با عملی ناجوانمردانه تر جبران کنند. با این حال دایی برای سه امتیازی که بعید است در این فصل خیلی به درد تیمش بخورد، حاضر شد با «توپ حریف» بازی کند و حیرت انگیز است که حالا اسم این کار را گذاشته «درس عبرت» برای تیم هایی که وقت تلف می کنند. ای کاش این درس، به غیر از شما معلم دیگری هم در جهان داشت شهریار!
3- علی دایی در دوران بازیگری اش یک «توپ دزد» حرفه ای بود؛ درست مثل آن شب تاریخی که با ذکاوتش توپ مارسل دسایی را گرفت و با گلی که به چلسی زد، مایه افتخار و مباهات همه ایرانی ها را فراهم کرد. اینجا اما، شهریار نباید خیلی منتظر تعریف و تمجید و ستایش باشد. توپی که او جلوی استیل آذین دزدید، بوی بی اخلاقی و ناجوانمردی می داد. به فرض که دروازه بان بیست و چند ساله حریف فقط یک بار در 90 دقیقه و تنها برای چند لحظه دچار اشتباه شد و خواست وقت را بکشد، آیا علی دایی که فقط بیست و چند سال تجربه حضور در فوتبال حرفه ای را دارد، باید اشتباهی بزرگ تر و نابخشودنی تر از خطای وی مرتکب شود و اشک او را دربیاورد؟ راستی نوادگان پوریای ولی را چه شده است که حالا مرام ماکیاولی را لحظه ای رها نمی کنند و از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف سود می برند؟
4- آن توپ مال تو نبود آقای دایی، درست مثل حرفه مربیگری که هر روز بیشتر از دیروز ثابت می کنی مال تو نیست. هر چقدر «دایی بازیکن»، کاراکتری احترام برانگیز داشت که باعث می شد دشمنانش هم راهی به جز ستودنش نداشته باشند، انگار «دایی مربی» ذره ای از آن شخصیت بهره نمی برد. یک روز درگیری با شیث رضایی، یک روز گلاویز شدن با بوقچی تیم، یک روز دعوا با بازیکن جوان پاس همدان و حالا مشاجره با دروازه بان گریان تیم سقوط کرده استیل آذین، به خاطر توپی که 90 دقیقه در اختیار تیم او بود، اما با آن راه به جایی نبرد تا این بار به خاطر تصاحبش محتاج زیر پا گذاشتن قواعد بازی جوانمردانه شود! نه آقای دایی؛ اگر به خاطر رقم زدن آن فاجعه با تیم ملی نمی روی، اگر به خاطر 10 باخت پرسپولیس نمی روی، اگر به خاطر بازی های کسل کننده و نامنظم تیم هایت نمی روی، حداقل به خاطر عصر سیاه جمعه برو تا هر روز بر تعداد آدم هایی که خط قرمز روی خاطره ای به اسم «علی دایی» می کشند افزوده نشود.