اینها تراوشات ذهن یک بهروش است

سال نو مبارک، ایام به کام

یک- سلام به رفقای گرامی. مثل همیشه مدتی این مثنوی تاخیر شد. شرمنده دوستانی که پیگیری می‌کنند. پیش پیش هم سال نو مبارک. امیدوام سالی باشه پر از سلامتی و خنده.

دو- یه چهارشنبه سوری اعصاب خردکن دیگه گذشت و همون سوال همیشگی توی ذهنم تکرار شد؛ آیا واقعا تمام مشکلات ما به خاطر وجود دولتمردان ناکارآمده؟ آیا اگه همین امروز بهترین آدم‌های جهان، کاراترین و پاک‌ترین و استانداردترین دولت دنیا رو توی ایران تشکیل بدن، تموم مشکلات حل می‌شه؟ قطعا خیلی موثره، اما این مردمی که بی‌محابا به سمت هم آتش پرتاب می‌کنند، خیلی خیلی جای کار دارند. یه فرایند دقیق اگه از همین امروز شروع بشه، سال‌ها زمان می‌بره تا بخشی از این بدفرهنگی نهادینه شده رو اصلاح کنه.

سه- از قرار معلوم دو تا «ایران» داریم؛ یکی کشوری که ما توش زندگی می‌کنیم و یکی کشوری که بعضی از مسوولان و مطبوعات توش زندگی می‌کنن. کیهان برای هزارمین بار تو شش ماه اخیر تیتری با این مضمون زده: «دستاوردهای بزرگ 1400؛ چگونه امید به مردم بازگشت.» آقا حضرت عباسی اینها خیلی داغونند. یعنی کلمه وقاحت به تنهایی پاسخگوی این احوالات نیست. ما که زن و بچه نداریم، اما بیچاره اونهایی که چند سر عائله دارند. بی‌نوا ملتی که استخونش زیر بار این همه گرونی و فساد داره خرد می‌شه و تازه از جیبش برای انتشار چنین چرندیاتی هزینه می‌شه. اتحادیه بارفروشان می‌گه مصرف میوه شب عید مردم 50 درصد کاهش پیدا کرده و تو آخرین جمعه سال پنج هزار تن میوه تو میادین اصلی بدون خریدار باقی مونده. مخصوصا این چند روز آخر سال چیزهایی در مورد خانواده‌های مستمند و آبرودار شنیدم که عمیقا غم‌انگیز بود. شما یک قلم داستان تاخیر در پرداخت حقوق بازنشستگان رو دنبال کنید ببینید این آقایون دارند چه غلطی می‌کنند. امید به عمه شما برگشته، نه مردم. اگه نمی‌تونید از حق بنویسید، لااقل برای ناحق چه‌چه نزنید.

چهار- این که بالاترین مقامات رسمی کشور می‌گن «ما با جنگ مخالفیم» رو باور کنیم یا این که دو بازیکن تیم بانوان به خاطر به نمایش گذاشتن پیام «جنگ را متوقف کنید» به کمیته انضباطی احضار شدند؟ خب البته مساله روسیه و اوکراین که جنگ نیست، عملیات ویژه نظامیه!

پنج- بزرگترین سقوط آزاد سال تعلق می‌گیرد به سریال نیسان آبی که تو چند قسمت اول دلربایی کرد، اما هر چی جلوتر رفت افتضاح شد. نیمه دوم سریال عملا چرند بود. اون داستان سفر به ترکیه و خرید ملک و تبلیغ مستقیم این بنگاه‌ها قشنگ حالم رو به هم زد. به نظرم بعد از ساخت چند قسمت از هر سریال، باید منوچهر هادی رو تو خونه حبس کنند و بقیه اعضای تیم کار رو با سلیقه خودشون پیش ببرند! حالا شاید سلیقه شما این نباشه، اما به نظرم یکتا ناصر واقعا بازیگر خوبیه، مخصوصا تو ژانر طنز.

شش- جوکر فصل سوم بسیار بد و فصل چهارم خیلی خوبی داشت. یوسف صیادی چقدر آقا منش بود و البته پوریا پورسرخ هم با وجود این که بازیگر خوبی نیست، اما به نظرم خیلی آدم حسابی رسید.

هفت- پژمان جمشیدی در همه زمینه‌ها هر روز بهتر از دیروز؛ یه آدم خوش‌قلب، باحال و موفق. دمش گرم.

هشت- کوتاه‌ترین فاصله برای تغییر حالت من از آرامش صددرصد به خشم و برافروختگی کامل، دیدن پیامک‌های اضافی تبلیغاتیه. یعنی صفر تا صد خشمش، ظرف سه ثانیه پر می‌شه! فروشندگان و ارایه‌دهندگان خدمات مختلف کم بودند، پلیس و قوه قضاییه و... هم اضافه شدند. همراه اول کوفتی هم که تا روزی دو تا مسیج مزخرف نده، ول نمی‌کنه. آقا نده، عزیز نده، مردک نده!

نه- واقعا نمی‌دونم این سر و دست شکستن داورهای ایرانی برای قضاوت دربی واسه چیه. اگر داور این بازی بهترین و بی‌نقص‌ترین عملکرد تاریخ رو داشته باشه، باز هم تو این فضای هواداری لجن‌مال شده یه عده به یه چیزی بند می‌کنند و ایل و تبار داور بدبخت رو به فحش می‌کشن، چه برسه به این که طرف یه اشتباه داشته باشه یا یکی از تصمیماتش مایه اختلاف نظر بین کارشناسان بشه. برای آدم‌های صاف و سالم که اهل زد و بند نیستن، داوری فوتبال واقعا شغل سختیه؛ دیگه چه برسه به سوت زدن دربی. واسه چی این همه دعوا می‌کنید که برسید به سوت این مسابقه؟ تحفه‌ست مگه؟

ده- بریم ببینیم امسال کجای تهران رو می‌تونیم بگردیم؛ شهری که مرتضی احمدی نازنین عاشقش بود. روح استاد شاد. روزگار خوبی داشته باشید رفقا. ما رو هم ببخشید اگه به هر دلیلی ناراحت شدید از دست‌مون.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۰ساعت 18:7  توسط رسول بهروش  |