اینها تراوشات ذهن یک بهروش است

چندتا چیز سر دلم مونده که همینجوری و بدون اینکه ترتیب و قراری بجویم، همینجا می ریزمشون روی دایره.

یک- مسی تو بازی امشب با آلمریا چهارکارته ست و هر آن ممکنه پنج اخطاره بشه و بازی با رئال رو از دست بده. این، از اون دست استرس هاییه که تا لحظه آخر بازی ادامه داره و حسابی آدم رو اذیت می کنه.

دو- بازی با شاختاردونسک هنوز تموم نشده. دو بازی قبلی این تیم با رم رو دیدم. مجموعه به شدت قابل احترام و در عین حال خطرناکیه. امیدوارم بازیکنان بارسا سناریوی بازی برگشت یک چهارم نهایی کوپا دل ری با رئال بتیس رو از یاد نبرده باشن؛ همون مسابقه ای رو که به اتکای برد پنج بر صفر بازی رفت، مغرورانه وارد زمین شدند و به سرعت سه گل خوردند تا بازی شکل عجیبی به خودش بگیره. اون شب اگه گل تماشایی و کم نظیر مسی نبود، شاید حالا تو ورزشگاه مستایا رقیب دیگه ای انتظار مادرید رو می کشید! مطمئنا همین قصه می تونه به شکل تلخ تری توی اکراین تکرار بشه، بنابراین امیدوارم ستاره های بهترین تیم تاریخ حواس شون رو کاملا جمع کنن.

سه- نمی تونم دنی آلوز رو ستایش نکنم. این بازیکن خارق العاده، درست از اون دست ستاره هاییه که چرایی منسوخ شدن دفاع مثلثی و شکل گیری دفاع خطی توی دنیای فوتبال رو توجیه می کنه و نشون میده که یه مدافع کناری ایده آل، چه سهم بزرگی می تونه توی موفقیت های یه تیم داشته باشه. معتقدم یکی از بزرگترین مشکلات فنی فوتبال ما اینه که نمی تونیم دفاع کنارهای خوب و متخصص واسه دفاع خطی مدرن تربیت کنیم. بنابراین غالبا از همون نیروهای صرفا مدافع استفاده می کنیم و در نتیجه انگار که همیشه تیم های چهاردفاعه مون از نمونه های دفاع مثلثی، یه نفر کمتر دارن!

چهار- اگه همه چیز درست پیش بره و بارسا و رئال به نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا برسن، همه فوتبالدوستای دنیا می تونن 20 روز افسانه ای رو لمس کنن. چقدر رویاییه تماشای هر چهار روز یه ال داربی... تازه فکرش رو بکنین با تموم شدن این فصل فوتبال اروپا و به سر اومدن تعطیلات کسل کننده تابستونی، بازگشایی فصل بعد، بلافاصله با دو الکلاسیکوی جدید توی سوپرجام اسپانیا همراهه؛ با ستاره های جدید و هیجان متفاوت!

پنج- متاسفانه شخصا تجربه خوبی از الکلاسیکوی اروپایی ندارم. آخرین تقابل بارسا و رئال توی چمپیونز لیگ به زمانی برمی گرده که من سال آخر دبیرستان بود. اگه اشتباه نکنم بازی رفت رو دو-هیچ توی خونه باختیم و اون پیروزی که با گل های مک منمن و رائول(تا اونجایی که یادم میاد) به دست اومد، باعث شد رکورد چندین سال شکست ناپذیری بارسا مقابل رئال توی نیوکمپ به پایان برسه. یادمه که بعد از اون بازی بسیار ضعیف، شب تلخی رو گذروندم و این تلخی تا مساوی توی بازی برگشت و حذف، ادامه پیدا کرد. شرایط الان اما، با وضعیت اون تیم آشفته 10 سال قبل قابل مقایسه نیست و امیدوارم ایام به کام بلوگرانا بشه.

شش- بارسلونای این فصل، توی مسابقات هر سه جام فکر می کنم در مجموع حدود 25 گل خورده باشه که از این تعداد، حداقل 15 تاش روی ضربات ایستگاهی بوده. هنوز بزرگترین نقطه ضعف دفاعی «لی لی پوتی های افسانه ای» همینه که امیدوارم با کمتر خطا کردن توی زمین خودی، به حداقل برسه.

هفت- الان کارلوس پویول دقیقا زده تو مایه های مجتبی جباری و محرم نویدکیا. یعنی یه طوری مصدوم شده که نه معلوم هست چشه و نه معلوم هست کی می رسه! از بازی برگشت با آرسنال، هی همینطوری میگن امروز فردا میاد، اما خبری نیست که نیست.

هشت- این اتهام دوپینگ هم که رئالی ها به سرکردگی و ابتکار محمدرضا نصیری خودمون به بارسا وارد کردند، جواب نداد. چهارمین دور از نمونه گیری های سرزده و وسیع یوفا توی این فصل، خوشبختانه به نتیجه نرسید تا کارنامه این تیم جذاب به چنین لکه ای آلوده نشه.

نه- پرسپولیس با بنیادکار مساوی کرد، بازیکناش نفری 150 دلار پاداش(!) گرفتند. واقعا این چه وضعیه؟ 150 دلار رو جلوی گربه بذاری قهر می کنه.

ده- انتشار هفته نامه تماشاگر با قطع بزرگتر نسبت به گذشته و صفحات جدید توی سال نو هم از سرگرفته شد. تماشاگر، فعلا از معدود نشریات ورزشیه که می شه خوندنش رو به دیگران توصیه کرد. به قول معروف «از کیوسک ها بخواهید»!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۰ساعت 21:11  توسط رسول بهروش  |