|
اینها تراوشات ذهن یک بهروش است
|
اشتباه محاسباتی کاشانی در تکرار تاریخ...
1- «حتی اگر خود دایی هم استعفا بدهد، من آن را نخواهم پذیرفت.» این واکنش سریع حبیب کاشانی به شایعات منتشر شده در مورد احتمال جدایی علی دایی از پرسپولیس، بعد از شکست در داربی70 بود که نشان داد سرپرست موقت سرخپوشان کماکان از کادر فنی منتخبش در این تیم حمایت می کند و فعلا تحت هیچ شرایطی خیال ندارد شهریار را از نیمکت سرخ ها جدا کند. آنچه در عصر دهمین روز از دهه نود خورشیدی گذشت، اتفاقی بسیار تلخ برای پرسپولیسی ها بود که عناوینی تازه از رکوردشکنی های معکوس دایی را در کارنامه این مربی جوان به ثبت رساند؛ دورقمی شدن تعداد شکست های پرسپولیس در لیگ دهم، تحمیل دو شکست پیاپی به یک تیم در داربی پس از 20 سال و رقم خوردن اولین شکست فروردینی سرخپوشان در تاریخچه شهرآوردها، تازه ترین حدنصاب های سیاهی بودند که شهریار آنها را برای خودش و تیمش به جا گذاشت. با تمام اینها اما، حبیب کاشانی کماکان به وی وفادار مانده است و اتفاقا پرسش مهم این است که «چرا»؟
2- شاید لازم باشد برای پی بردن به فلسفه پشتیبانی امروز کاشانی از دایی، فلاش بکی به اتفاقات سه فصل قبل بزنیم و رویدادهای لیگ هفتم را بار دیگر در نظر بیاوریم. آن روزها و به ویژه پس از شکست سنگین پرسپولیس در مقابل استقلال اهواز، کاشانی از سوی حجم قابل توجهی از رسانه ها و نیز بخش مهمی از افکار عمومی برای کنار گذاشتن افشین قطبی تحت فشار قرار گرفته بود. با این حال مدیرعامل وقت قرمزها پای مربی مورد علاقه اش ایستاد و اتفاقا پرسپولیس با همان کادر فنی، در آخرین لحظات لیگ به یک قهرمانی باشکوه و شیرین دست پیدا کرد. حاج حبیب بعدها بابت آن پایداری، به شدت مورد ستایش قرار گرفت و حتی مجید جلالی هم که آن شکست خردکننده را با تیم اهوازی به پرسپولیس تحمیل کرده بود، به خاطر این رفتار مدیریتی لب به تمجید از کاشانی گشود. حالا به احتمال فراوان، فیل حاجی دوباره یاد روزهای دراماتیک لیگ هفتم را کرده و او قصد دارد این بار با نگه داشتن علی دایی به هر قیمتی، سهم بیشتری از موفقیت های احتمالی آتی بردارد تا کاراکتر خودش را به عنوان مدیری دوراندیش که بستری باثبات را برای مربیانش فراهم می آورد، در جامعه فوتبال ایران تثبیت کند. با این اوصاف به نظر می رسد در محاسبات کاشانی، یک خطای بزرگ وجود دارد که وی عمدا یا سهوا به آن توجه نمی کند؛ اینکه هم شرایط امسال پرسپولیس با اوضاع سال 87 متفاوت است و هم وضع دایی با موقعیت آن روز قطبی فرق می کند.
3- پرسپولیس لیگ هفتم از نظر نیروی انسانی تیمی خوب به شمار می آمد که با نقش آفرینی غیر قابل کتمان حمید استیلی بسته شده بود. گرد هم آمدن عناصر با تجربه و تعیین کننده ای مثل حسن رودباریان، محمد نصرتی، فرزاد آشوبی، پژمان نوری، نیکبخت واحدی، عباس آقایی، حسین کعبی، کریم باقری آماده و محسن خلیلی ششدانگ باعث شده بود سرخپوشان عملا از لحاظ «نفر» احساس کمبود نکنند. به علاوه اینکه پرسپولیس آن روزگار، در مسیر قهرمانی تنها یک رقیب سرسخت به نام سپاهان را پیش روی خودش می دید که این تیم هم گرفتار حواشی عجیب حادثه رخ داده برای سرباز احمدی شد و از ناحیه کسر امتیاز و به ویژه سه ماه محرومیت از برگزاری مسابقات خانگی، به شدت تحت فشار قرار گرفت تا در آخرین لحظات جام را به قرمزها ببازد. حکایت امسال اما، به کلی با ماجراهای لیگ هفتم تفاوت دارد. این پرسپولیس تیمی به شدت کم مهره است که سرمربی اش پس از هر بازی، با طعنه و کنایه از اینکه نمی تواند شخصا لخت شود و به زمین برود اظهار تاسف می کند. آنها نه تنها با انبوهی از شکست دیگر قهرمان لیگ نمی شوند، بلکه در حضور سپاهان، ذوب آهن، استقلال، تراکتورسازی، فولاد و مس، باید پله سوم و کسب جواز مسابقات آسیایی را نیز به فراموشی بسپارند. در جام حذفی، تیم دایی سد محکمی مثل سپاهان را فراروی خودش می بیند و با توجه به از دست دادن پنج امتیاز در همان دو بازی ابتدایی لیگ قهرمانان، بهتر است پرسولیسی ها به صعود از گروه آسیایی شان نیز چندان دل خوش نکنند. آیا این شرایط، کوچکترین شباهتی با اوضاع سه سال قیل دارد که کاشانی می حواهد اینجا هم همان تصمیم را بگیرد؟!
4- امیدواریم کاشانی از یاد نبرده باشد که مدیریت هوشیار، اتخاذ تصمیم متناسب با شرایط است. شاید بهتر باشد سرپرست سرخپوشان قبول کند این دایی برایش آن قطبی نمی شود و با تغییر اوضاع فنی، جوی تازه را بر تیمش حاکم کند. در غیر این صورت ادامه این شرایط هم به پرسپولیس ضربه می زند که هوادارانش روز به روز غمگین تر و سرخورده تر می شوند و هم به خود دایی آسیب می رساند که کارنامه مربیگری اش، هر لحظه رو به تیرگی بیشتری می گذارد.