اینها تراوشات ذهن یک بهروش است

این هم از روزنوشت‌های امروز...

یک- درود فراوان.

دو- روزهای اول سال و بحث تکراری افزایش نرخ کرایه. امروز در تمام طول مسیر شاهد بگومگوی سرنشین جلویی با راننده در مورد نرخ کرایه بودم. 10 تومن مسیر ما شده 12 تومن و همون جملات تکراری رو از زبان طرفین می‌شنیدم: «من دیروز همین مسیر رو رفتم 10 تومن دادم.» و «تقصیر ما که نیست. برچسب دادن بهمون.» آنچه فراوان است، جنگ اعصاب.

سه- خبر خوش این که بهشت زهرا 24 ساعته شد. آیا احساس خوشبختی نمی‌کنید؟

چهار- «محسن رضایی، معاون اقتصادی رییس‌جمهور از ترکیب کمیسیون اقتصاد دولت حذف شد.» من که نمی‌فهمم این یعنی چی. اگه کسی می‌دونه راهنمایی کنه لطفا.

پنج- «غفلت از مردم، فساد لجام‌گسیخته، تصمیمات غلط، اختلافات داخلی، جنگ بر سر قدرت درون دربار، ناکارآمدی و... از عوامل انحطاط و فروپاشی این سلسله بودند.» هر کدوم از ما بیست بار تو دوران مدرسه اینها رو در مورد زوال حکومت‌های مختلف توی تاریخ ایران خوندیم. تقریبا هیچ حکومتی هم از قبلی درس نگرفته.

شش- حتما این بخش از سخنان آقای آقامیری، عضو شورای شهر تهران رو هم خوندید دیگه: «این خانواده با چهار ساک رفتند و با پنج ساک برگشتند و دو قلم جنس هم همراه خود آوردند که مشخص است، دو جوانی که اول ازدواجشان است و می‌خواهند صاحب فرزندی شوند، ذوق دارند و به یک سفر خارجی رفتند و در یک حراجی سیسمونی دیدند و دو قلم جنس هم خریدند. حالا باید از این دو قلم جنس فیلم بگیرند و عکسبرداری کنند و آن را رسانه ای کنند و به اقتصاد مقاومتی ربط دهند!؟ اگر رییس مجلس به خانواده‌اش اجازه می‌داد، با پروتکل‌های امنیتی رفت و آمد کنند و چندین محافظ داشته باشند و از گیت مخصوص می‌رفتند و از گیت مخصوص بر می‌گشتند، کسی این‌ها را نگاه نمی‌کرد و متوجه نمی شد اما رییس مجلس گفتند مثل یک فرد عادی با هواپیمای معمولی بروید و با مردم بروید و با مردم برگردید. چه خطایی کردند؟ جای خاصی رفتند؟ مکان خاصی رفتند؟ چیزی خوردند؟ حرکتی کردند؟ این عقده‌ها از کجا در می آید که به یک نیروی انقلابی و جهادی که چهل سال از عمر خود را در این مملکت وقف انقلاب و نظام کرده است و در این کشور کار کرده و زحمت کشیده انتقاد می‌کنند؟»

هفت- تیتر یک امروز روزنامه جوان رو هم دوست داشتم: «اروپا علیه اینترنت».

هشت- یکی از بدترین چیزهای دنیا «رسانه ارگان» بودنه؛ وقتی آزادی عمل نداری و خیلی مواقع ناچاری خیلی چیزها رو نبینی. اصلا هم فرقی نمی‌کنه ارگانش چی باشه، اصلا این طرف آبی باشه یا اون طرف آبی.

نه- خبر اومده که شام خوردن ساعت 19 باعث افزایش طول عمر می‌شه. حتی یک روز از اون عمری رو نمی‌خوام که توش قرار باشه ساعت هفت شب شام بخوری! این از من.

ده- احساس می‌کنم خداوند بزرگ تو بهشت از بنده‌های خاصش با سوسیس تخم‌مرغ رب زده، بربری داغ و پیاز پذیرایی می‌کنه.

یازده- امروز به کمک قیمت‌های 12 سال پیش با بچه‌ها حساب و کتاب کردیم، دیدیم 12 سال دیگه ساندویچ بندری می‌شه تقریبا 800 هزار تومن. شاید با نون اضافه و نوشابه به یه میلیون تومان هم برسه البته.

دوازده- از گلزنی سردار آزمون خوشحال شدم. همه نگاه‌ها به طارمیه که حقش هم هست، اما سردار هم واقعا استعداد زیادی داره. امیدوارم تو بهترین فرمش به جام‌جهانی برسه.

سیزده- احتمالا از امشب توی ورزش‌مدیا مرور و بررسی کوتاه جلد روزنامه‌های ورزشی رو خواهیم داشت. یه اضافه‌کاری دیگه که خیلی وقته ذهن‌مون رو درگیر کرده و مطمئن نیستم که انجامش بدیم یا نه.

چهارده- مخلصیم. ارادتمند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت 18:45  توسط رسول بهروش  |