اینها تراوشات ذهن یک بهروش است

سرزمین هزینه‌های الکی

یک- سلام. خیلی سلام.

دو- هیچوقت جزو کسانی نبودم که بازی باشگاهی رو «ملی» قلمداد می‌کنند و معتقدند پرسپولیسی‌ها و استقلالی‌ها باید در مسابقات آسیایی از تیم مقابل حمایت کنند. مطلقا این حرف‌ها رو قبول ندارم و تو این سال‌ها به دفعات علیه این طرز تفکر مطلب نوشتم. هیچ جای دنیا هم اینطوری نیست. اصلا همین یک ماه پیش هواداران مارسی بعد از حذف پاری‌سن‌ژرمن از لیگ قهرمانان اروپا ریختند تو خیابون و وسط کرونا جشن گرفتند. یه ویدیو می‌دیدم از یه هوادار الهلال که بعد از صعود پرسپولیس به فینال آسیا، به خاطر حذف النصر شادی می‌کرد. یعنی فکر نکنم اون شب تو کل ایران هیچکس به این اندازه خوشحالی کرده باشه. همه اینها رو گفتم که بگم قبول دارم مسابقات باشگاهی جنبه «ملی» نداره، اما خداوکیلی ایمیل زدن به النصر و کنفدراسیون فوتبال آسیا و ریزه‌اسپور و عجمان و بقیه، یه «کثافت‌کاری» چندش‌آوری توشه که با بالاترین دوز فردگرایی و روشنفکری هم نمی‌شه هضمش کرد. پرسپولیس تو زمین حقش رو گرفت. با سختکوشی. با جون کندن. با بازیکنایی که موقع جذب‌شون هزار تردید در مورد کیفیت اونها وجود داشت. بهترین گلزن تیم رو هم که قبل از نیمه‌نهایی با نامردی گرفتند. خب لامصب‌ها قبول کنید این تیم قابل احترامه. چراغ راه اجنبی نشید. بذارید اگه آدم خنجری هم می‌خوره از جلو باشه، نه از پشت. تمیز بجنگیم. مردونه دعوا کنیم. تو این زیرآب‌زنی، یه عجز عجیبی هست که حال آدم رو بد می‌کنه. در مجموع امیدوارم این تقلاها به جایی نرسه و شادی مردم خراب نشه.

سه- گاهی شوکه می‌شم از شدت هزینه‌های الکی که مدیران ایرانی واسه خودشون و مجموعه تحت امرشون می‌تراشند. مثلا این ماجرای حذف دختربچه‌های روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان چی بود واقعا؟ خب چه مرگتونه که این کار رو می‌کنید؟ سانسور گل عیسی آل‌کثیر به السد هم از همین دست بود.  اصلا نگاه دایی جان ناپلدونی ندارم، اما آدم گاهی حس می‌کنه تعمدی تو این کارها هست و می‌خوان سر و صدای کاذب درست کنند؛ وگرنه کدوم آدم بیماری گل به این مهمی رو به خاطر پیراهن در آوردن سانسور می‌کنه؟ می‌گن تو بازپخش سریال «خانه سبز» هم فونت اسامی رو بزرگ کردن تا یه سری اسم حذف بشه؛ این رو خودم ندیدم، اما الان که گاهی شب‌ها بازپخش سریال «همسایه‌ها» رو از آی‌فیلم انگلیسی می‌بینیم، متوجه سیاه و سفید شدن صورت خانم‌ها تو تصاویر بسته می‌شم. آخه کدوم کودنی ممکنه تصور کنه تصاویری که بیست سال پیش پخش شده الان برای بازپخش تو یه شبکه مهجور ماهواره‌ای نیاز به ادیت داره؟ صدای مزدک میرزایی رو از بازی پرسپولیس- الدحیل حذف کردند و به جاش یه گزارشگر دیگه گذاشتند. مگه ممکنه چنین چیزی؟ الان ظرف یه ثانیه می‌شه فیلم اون بازی رو با صدای اصلی تو اینترنت پیدا کرد. حذف صدای عادل هم که به صورت سلیقه‌ای اعمال می‌شه. در کل ایران سرزمین هزینه‌های الکیه. خدا کنه از عمد این کارها رو با ما بکنن؛ وگرنه تصور اینکه اینها همین‌قدر «احمق» هستند خیلی دردناکه. در مورد حذف عادل اخیرا یه ویدیو از فیروز کریمی دیدم که توش می‌گفت برنامه نود به انحراف کشیده شده بود. یه ربع یه طوری از فروغی تعریف کرد که قشنگ حالم بد شد. سیصد بار گفت خیلی آدم وارسته‌ایه و حتی فوتبالیست بزرگی هم هست؛ اونقدر که خداداد عزیزی رو تو مسابقه ضربه‌زنی برده! خدا از ته دل فیروز خان بشنوه...

چهار- می‌گن پژوهشگران نتیجه گرفتند درصد احتمال افراد عینکی به کرونا، پنج برابر کمتره. امیدوارم شامل ماها هم که چشم‌مون ضعیفه، اما عینک نمی‌زنیم بشه!

پنج- و اصفهان باشکوه، اصفهان زیبا. با چهل‌ستون و آتشگاه و منار جنبان، با زاینده‌رود و پل خواجو، با باغ پرندگان و کلیسای وانک. طعم خوش پیاده‌روی تو چهارباغ یا سنگفرش‌های جلفا، با بوی تند قهوه. یکی از قشنگ‌ترین جاهای دنیا، حتما میدون افسانه‌ای نقش جهانه. شاهکاره اصلا. خیلی زیاد رفتم اصفهان و همیشه لذت بردم. برای من که آدم چندان ماجراجویی نبودم، جالبه که تا حالا چندین بار طلوع افتاب رو تو همین میدون دیدم. پیاده‌روی تو این محصور مشجر دلچسب، یک سر سوزن آدم رو خسته نمی‌کنه. خسته هم شدی می‌تونی بشینی و به صدای رد شدن کالسکه‌ها با شوق و خنده بچه‌ها گوش بدی. فیلم «یه بوس کوچولو» رو دوست دارم. یه جاییش رضا کیانیان که مثلا آلزایمر داره تو میدون نقش جهان روی زمین می‌افته و در حالی که سرش روی پای جمشید مشایخیه، سوال می‌کنه: «شبلی کجاییم؟» شبلی هم با تن صدای استثنایی مشایخی جواب می‌ده: «ایرانیم. ایران باشکوه. ایران سیصد سال قبل...» گشتم و سفرنامه کوتاهی که 9 سال پیش، شهریور 90 بعد از یکی از سفرهای دلچسب به اصفهان واسه وبلاگ نوشته بودم پیدا کردم. می‌تونید «اینجا» بخونیدش. واسه خودم هم جالب بود؛ دوستانی که کامنت گذاشته بودند و الان از هیچکدوم خبر ندارم. یعنی 9 سال بعد کجاییم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۹ساعت 20:3  توسط رسول بهروش  |