|
اینها تراوشات ذهن یک بهروش است
|
حسابي كيف كن آقاي ستاره!*
دخالت سياسيون ردهبالا و استفاده از توان ديپلماتيك كشور براي حل اختلاف دو باشگاه پرسپوليس و ريزهاسپور تركيه، واكنشهاي متفاوتي را به دنبال آورده است. برخي خوشحالاند كه تيم ايراني از پرداخت سهونيم ميليارد تومان پول مفت معاف شده و برخي ديگر نيز مثل عادل فردوسيپور از سوختن ظرفيت مذاكراتي ايران به خاطر اين قبيل مسايل جزيي بيمناك هستند و به درستي سوال ميكنند تركها در قبال اين نرمش، چه مطالبهاي از ما خواهند داشت و كجا بايد جلوي آنها كوتاه بياييم؟ برنده اصلي همه اين كشمكشها اما شخص مهدي طارمي است؛ هماو كه به حكم فيفا ناچار شده بود چيزي حدود 800هزار يورو به ريزهاسپور غرامت بدهد، اما كنج خانه نشست و بدون آنكه قدم از قدم بردارد، تماشاچي حل مشكلش به دست مقامات مهم دولتي شد.
اين البته اولين بار نيست كه مهاجم بوشهري مديون دستگاه ديپلماسي كشور ميشود؛ چه اينكه ابتداي همين فصل و هنگامي كه طارمي دنبال دريافت رضايتنامه از سرخپوشان بود تا لابد سر از يك باشگاه عجيبوغريب ديگر در بياورد، عباس عراقچي كه از هواداران جدي پرسپوليس محسوب ميشود از او خواست در اين تيم باقي بماند. معاون وزارت خارجه حتي به طارمي وقت ملاقات هم داد كه همان ديدار دوستانه تاثير قابل توجهي در بازگشت او به تمرينات قرمزها داشت. خيلي جالب ميشد اگر طارمي ابتداي فصل از پرسپوليس ميرفت و در خلال بازي براي يك باشگاه خارجي با حكم محروميت چهار ماهه و محكوميت به پرداخت 800هزار يورو جريمه نقدي مواجه ميشد. آن زمان بود كه بدون هيچ فريادرسي بايد همه دار و ندارش را -از رقم آخرين قرارداد تا پول خانه و پورشه و بقيه مال و اموال- دودستي تقديم تركيهايها ميكرد تا خودش شخصا گاف تاريخياش را جبران كند. قطعا آن روز قيافه مهدي خيلي ديدنيتر از الان بود و بهخصوص ميشد مشتاقانه و كنجكاوانه، نوع رفتار باشگاه جديد طارمي با چنين بازيكن بيمسووليتي را تماشا كرد و لذت برد. حالا اما قصه خيلي فرق ميكند. امروز ستاره سر به هوا كنج عافيت نشسته و صرفا تلاش اين همه آدم ريز و درشت براي پاكسازي بخشي از آثار گلكاريهايش را رصد ميكند. لابد يك گوشه ذهنش هم دارد به اين فكر ميكند كه شش ماه ديگر با پايان قراردادش، چه بامبول جديدي سر پرسپوليسيها پياده كند و چطور دست آنها را لاي پوست گردو بگذارد.
از قرار معلوم بعد از برجام، «مهدي طارمي» را بايد دومين پروژه وقتگير وزارت خارجه دانست! با تمام اين تفاسير كاش مهاجم مليپوش پرسپوليس درك كند اصل لطمهاي كه او به اين باشگاه زد، تحت هيچ شرايطي قابل جبران نيست. گذشته از محروميت نقلوانتقالاتي كه بهويژه در پنجره دوم ميتواند بسيار زيانبار باشد، طارمي بخت قهرماني آسيا را هم از شايستهترين نسل پرسپوليس گرفت. او در آستانه بازي مرگ و زندگي با الهلال بزرگترين شوك تاريخ باشگاه را به اين تيم تحميل كرد تا رقيبي كه طي يك فصل سه بار برابر قرمزها متوقف شد، آن روز رئال مادريد شود و دروازه بيرانوند را گلباران كند. كلكسيون محبتهاي طارمي در حق پرسپوليس كه با افشاي دريافت پول زيرميزي از هدايتي در فاصله 20ساعت تا بازي با الهلال كامل شد، در نهايت كار را به جايي رساند كه نماينده ايران در خاك خودش بنشيند و قهرماني تيم هفتم ليگ ژاپن را در مسابقات آسيايي تماشا كند. اين اوج شاهكار طارمي در غائله مورد بحث بود كه حتي با دخالت دبيركل سازمان ملل هم ديگر جبران نميشود!
* همشهري ورزشي